تبليغاتX
ريشو -

دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386- 19:7 - ريشو

مخاطب اين شعر شما نيستيد!:

چرا
چرا حتي خون آبه هاي انتظار
از پيكر وحشيم نمي غلد
چرا ديگر بوي پلوتو به مشام نمي رسد
آرمانتان بوي گنديدگي مي دهد
شرشر آب چشمه تمام شب خواب را از من گرفته بود
و من مدام از خود مي گريزم
اين صورتكهاي خوفناكتان مرا مي لرزاند
حالم را بهم ميزنيد

(لطفا نظرتان را راجع به اين بنويسيد!)

+ |