جمعه چهارم آبان 1386- 17:35 - ريشو
در تنهايي هاي بي هوا
فرياد زديم.فريادي ماليخوليايي
هدايت قلم زد،از روي تنهايي
اما شب بي تپش،پايان نيافت
آرام آرام جان داديم
سحر نيامد،لرزيديم،جيغ كشيديم،گريه كرديم
خون آبه بالا آورديم
در انتهاي زمان،دنياي بنفش،لحظه هايمان را قورت مي داد
بغض كرديم
بي پروا دويديم،چشم بسته پريديم
جاودانگي،بي انتها بود
+ |